مراد على شمس

69

با علامه در الميزان ( فارسى )

دلاوران مغرور به دلاورى خود و تكيه‌كنندگان بر نفس خويش ، دارند . پس سكينت يك عطيهء مخصوصى بوده كه خدا به رسول خود و مؤمنين ارزانى داشته ، و لذا مىبينيم در كلام مجيدش جز در مواردى نادر ( كه شايد به ده مورد نرسد ) اسمى از آن نبرده است . نازل شدن سكينت موقوف بر اين است كه قبلا طهارت دل و صفاى باطنى در كار بوده باشد ، تا خداوند با فرستادن سكينت آن را محكم و استوار سازد . « 1 » * آزادى س 47 - حرّيت و آزادى انسان در قرون متمادى چه كيفيتى داشته است ؟ ج - آزادى به آن معنى كه امروز متداول است بيش‌از چند قرن از عمرش نمىگذرد و شايد موجب آن هم همين تمدن تازه و جوان اروپايى بوده باشد ، ولى معناى اين كلمه از زمانهاى خيلى پيش در فكر و ذهن آدمى جلوه داشته و در افق آرزوهاى او مىدرخشيده است ، و اين معنى ناشى از يك اصل طبيعى و تكوينى است كه بنام اراده در نهاد انسان به وديعه گذارده شده و همين اراده است كه انسانها را به عمل وادار مىكند و اين يك حالت روحى و باطنى است كه ، از كار انداختن و سركوب‌كردن آن موجب از بين رفتن حس و شعور و

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 9 ، ص 295 - 297 . [ با تصرف ]